تبليغاتX
وبلاگ رسول یونان
هدف خاصی از این وبلاگ ندارم، به‌جای شطرنج بازی‌کردن اینجا می‌نویسم!

 

یک مینیمال

زنداني

 وقتي مشمول عفو عمومي شد ديگر پير شده بود. آزادي به دردش نمي خورد. شهرها و آدم ها را ديگر نمي شناخت، نمي دانست به كجا برود و با چه كسي ارتباط برقرار كند. وقتي از در اصلي زندان مي خواست بيرون برود ناگهان دست هايش را دور گردن نگهبان انداخت و آن را فشرد و كمي بعد دوباره به زندان برگشت با زخم هايي برصورت و خنده اي برلب.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 3:23  توسط رسول یونان  | 

پست میهمان

 

درباره شعر رسول یونان به مناسبت چاپ دوم کتاب‌ «من یک پسر بد بودم»
ما اهل دیوانگی بودیم

یاسین نمکچیان

چیزی حدود 12 سال از انتشار اولین مجموعه شعر رسول یونان با عنوان «روز بخیر محبوب من» می‌گذرد. در طول این سال‌ها، تعداد کتاب‌های منتشرشده او در حوزه‌های شعر، نمایشنامه،‌ داستان و ترجمه به بیش از 30 عنوان رسیده است، اما هنور مخاطبان آثار یونان، کتاب «روز بخیر محبوب من» را از خاطر نبرده‌اند...

شعر رسول یونان از زندگی خاص او سرچشمه می‌‌گیرد. آدم‌های روایت‌های او، همان‌هایی هستند که وقتی کنارش می‌نشینی به شکلی خنده‌آور از آنها حرف می‌زند.

کاراکترهای یونان، نوشته‌های او را دوست‌داشتنی می‌کند، یعنی همان مردمان ساده روستایی دور که اکنون برای طرفداران کتاب‌های یونان آشنا هستند. به طوری که انگار خود آنها، سال‌های سال در همان جا زندگی کرده‌اند. خاطره‌های شاعر «روز بخیر محبوب من»، هنوز هم نقل می‌شود و همین ویژگی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که دامنه مخاطبانش را گسترده‌تر می‌کند.

يونان با درک موقعیت زمانه، توانسته است تا اندازه‌ای شرایط را به سود خودش کنار بزند. او با ساده‌نویسی و ریز شدن در اجزای زندگی، بر نقطه حساس ذهنیت مخاطب انگشت می‌گذارد که نتیجه‌اش،‌ رویکرد مثبت علاقه‌مندان به آثارش در مقایسه با شاعرانی دیگر است:

هواپیماها می‌گذرند

هرچه فریاد می‌کشیم

کسی نمی‌شنود

چاره‌ای جز شکار تو نداریم

ای خرگوش زیبا

ما را ببخش!

او در شعر بالا که در مطبوعات منتشر شده و از کارهای تازه‌اش به شمار می‌آید هجوم وحشتناک آدم‌ها به طبیعت را زیر سوال می‌برد. مانیفست سروده‌های او، دغدغه‌های روزمره زندگی است. شاید بتوان گفت رسول یونان جزو معدود شاعرانی است که شعر اجتماعی می‌نویسد. متاسفانه شاعران نسل جدید نسبت به جامعه و اتفاقاتی که در آن روی می‌دهد کمترین توجه‌ای را نشان نداده‌اند. ضمیر «تو» مالکیت مضمون بیشتر شعرهای این نسل را زیر سلطه گرفته است و انگار رهایی از آن سخت‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم.

هرشب دیر می‌رفتم به خانه

اعتراض داشتم

به حکومت پدر

به تفنگ برنو

به قل‌قل قلیان‌ها

و روز را بلندتر می‌خواستم

او یک شب عصبانی شد

و فردای آن شب

مرا صبح خیلی زود از خواب بیدار کرد

که نباید می‌کرد

حالا من، سال‌هاست

در خواب راه می‌روم...

 

متن كامل در روزنامه فرهنگ آشتي

http://www.farhangdaily.com/page/87-11-8/farhangoadab6.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 13:36  توسط رسول یونان  | 

پست میهمان

پس از انتشار 3 مجموعه‌ي شعر در كردستان عراق،

«كافه‌هاي شب» رسول يونان به كردي ترجمه مي‌شود

  خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

  پس از انتشار سه مجموعه‌ي شعر رسول يونان به كردي، «كافه‌هاي شب» اين شاعر نيز با ترجمه‌ي مريوان حلبچه‌اي به كردي منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ «‌روز به‌خير محبوب من»، «کنسرت در جهنم» و «من يک پسر بد بودم» كه چندي پيش در كردستان عراق منتشر شده، به گفته‌ي حلبچه‌اي با استقبال خوبي مواجه شده‌اند و به زودي به چاپ دوم خواهند رسيد.

اين مترجم همچنين مجموعه‌اي را از يونان با عنوان «كافه‌هاي شب»، كه در ايران منتشر نشده است، به كردي ترجمه كرده، كه به زودي در كردستان عراق منتشر خواهد شد.

يونان همچنين مجموعه‌ي نمايش‌نامه‌اي را با نام «دوئل» به زبان تركي براي چاپ آماده دارد.

مجموعه‌ي شعر «روز به‌خير محبوب من» نيز از سوي نشر مينا براي چاپ مجدد در انتظار مجوز نشر به سر مي‌برد.

 منبع خبر:http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1267742

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 2:16  توسط رسول یونان  |